تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

تبلیغات

تربچمون

    عاشق این  ترامپولین توی باغ کودکی هروقت میایم رد شیم شروع میکنی با ذوق بالا و پایین پریدن میگی مامان بیا میدویی سمتش من میترسم آخه تو کوچولویی بقیه بچه ها بزرگن میترسم زمین بخوری میگم نه  دیروز دوباره دیدی میگی مامان بیا مامان بادی یعنی بازی با ذوق, گفتم نه مامان تو نی نی هستی اونا بزرگن میزننت زمین برگشتی میگی نه مامان من بوزورگ همچین غلیظم میگی میخوام بخورمت اونوقت شب که میخواستی بخوابی میگی مامان دیش میگی نه مامان جون تو دیگه خانم شدی بزرگ شدی نباید دیش بخوری میگی نه من نی نی داشتی چشماتو میمالیدی میگم چرا چشماتو میمالی انقدر قربونت برم میگی مامان لالا شب با بابایی میری اتاق خواب لالا کنی انقدر صدام میزنی تا منم بیام پیشتون بعد رفتی بغل بابا منم گفتم هلیا قهرم سریع برگشتی دست انداختی گردنم میگی نه بیا مامان بعد بابایی پشتشو کرد به ما لالا کرد دست بابایی رو میکشی میگی بابا بیا ما عاشقتم تربچه


    این مطلب تا کنون 48 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ پنجشنبه 11 دي 1348 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : میگی ,مامان ,بابایی ,لالا ,میگی مامان ,
    تربچمون

تبلیغات


  • Ads1

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز شنبه 1 مهر 1396

تبلیغات

پارس ایرانیک جهت سفارش تبلیغات با ایمیل زیر در ارتباط باشید
mohsen_msl@yahoo.com

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر